متن بخش دوم و پایانی این گفت
و گو در پی می آید:
_ آیا در فقه اسلامی و مذهب
شیعه مساله منکرات و برخورد
با آن مطرح شده است؟
کلمه
منکر که جمع آن "منکرات" می
شود، از معنایی بس وسیع و
عمیق درفقه اسلامی برخوردار
است. "منکر در مقابل معروف"
بنا بر آنچه "راغب اصفهانی"
آن را تعریف کرده است، عبارت
است از : آنچه عقل سلیم آن را
قبیح و ناپسند می داند. و
معروف در مقابل آن است.
بنابراین تعریف که صحت تقریبی
آن از فحوای بسیاری آیات بر
می آید، هر آنچه عقل سلیم آن
را شایسته بداند معروف و آنچه
را عقل سلیم ناشایست بداند
تحت معنای منکر جای می گیرد.
این نکته هم گفتنی است که بنا
بر مسلمات کلامی شیعه حسن و
قبح عقلی است، و این انسان
سلیم العقل و دارای فطرت سالم
است که زشتی و زیبایی و
شایستگی و ناروایی هر پدیده
را به نیکی تشخیص می دهد.
(توضیح مطلب بماند برای بعد)،
اما سوگمندانه این لفظ به
ویژه در سی سال گذشته برای
بخشی از رفتارهای خاص به کار
رفته، از معنای اصلی تا حدودی
فاصله گرفته است.
بسیاری از مسائلی که برخی از
این بزرگواران حساسیت بس ویژه
ای برای آن قائلند، یا از
اساس از حساسیتی قابل اعتنا
برخوردار نیستند و یا در میان
انبارهایی چنین انباشته از
انبان مشکلات، از اولویتی
برخوردار نیستند، تا آنجا که
گاه از فرط فاصله با مسائل
جدی و دارای اولویت، پرداختن
به آنها و عمده کردن عوامانه
آن، انبار های پرمشکل دیگری
هم بر دشواری های پیشین می
افزاید، دین و شریعت را از
توجه و حل اولویت ها باز می
دارد و متدینان را بیش از
گذشته در اثر جهل و تحجر
مدعیان ناصالح دین در باتلاق
مشکلات رنگارنگ و آزار دهنده
رها ساخته، بذر لائیسیزم و در
صورت خوشبینی سکولاریزم را
مجال کشت و رشد می دهد.
برای پرهیز از اطاله کلام و
رعایت ایجاز، عرض می کنیم:
کلمه "منکرات" بسان کلمات و
حتی شعائر بسیاری پس از
انقلاب به واسطه "کم اهمیت
دادن به مسائل اجتماعی علی
رغم اهمیت بسیار آن، از معنای
اصلی و حقیقی خود تا حدودی
عدول کرد و گاه تا آنجا پیش
رفت که به نام مبارزه با یک
منکر، منکرات عظیم و خسارت
سهمگینی بر مناسبات اخلاقی
جامعه بر جای گذاشت.
برخوردهای غیر مشروع و گاه
حرامی که از سوی برخی افراد
کم سواد و بی اطلاع از اهداف
و مقاصد شریعت، در برخی از
این مقاطع رخ داد، بی تردید
منشا بسیاری از ناهنجاری های
اخلاقی، فرهنگی و حتی خسارت
غیر قابل جبران در حوزه های
سیاست و اقتصاد شد.
دلیل این امر این بود که
پرداختن و اصلاح چنین حوزه
مهمی بیشتر به سازمان های
ابتدایی و بی بهره از اولیات
دانش های ضرور در این حوزه و
عناصر کم دانش، مقدس نما، زهد
فروش، بی سواد و بی اطلاع از
موازین شریعت و گاه افرادی با
خصلت های سرشار از مشکل
واگذار شد، که در لباس مبارزه
با منکر، گاه به اشاعه منکرات
و تشییع فاحشه پرداختند که
نتیجه طبیعی آن پیش روی توسعه
مفاسد اخلاقی و ریختن قبح
پلشتی های اخلاقی و دوری از
فضائل و خصلت های برجسته
انسانی شد. یعنی برخی
سازمانها و عناصر با کارکرد
ضد دینی و نامشروع و
بیمارگونه شان، درست در جهت
عکس اهداف بعثت انبیا و مغایر
با گوهر ادیان آسمانی حرکت
کردند.
تا آنجاکه پس از اطلاع یافتن
مرحوم امام خمینی از شیوع
چنین کردار نا مشروعی، در
پیام (موسوم به فرمان هشت
ماده ای) که سراسر عتاب به
مسئولان امر بود، خواهان
برخورد جدی با این رویه ها و
این افراد شدند.
با نگاهی به سیره و سنت
پیامبر اعظم و امیرالمومنین و
حتی خلفا (درحدود پنجاه سال)
شاید نتوانیم یک مورد پیدا
کنیم که آنها مشابه این
متهمان یا محکومان را حتی به
دادگاه فرا خوانده باشند، چه
رسد به آن که آنها را محکوم
به حد یا تعزیر یا ... کرده
باشند.
از نظر شریعت مقدس اسلام
فضولی و تفحص و تجسس در حریم
خصوصی افراد حرام مسلم است و
هیچ استثنائی بر نمی تابد.
همچنین بازجویی در کل حوزه
مسائل آبرویی و جنسی و مشابه
آن حرام موکد است، ولی
سوگمندانه هنوز شاهد ورود به
حریم خصوصی افراد و حتی کاهی
را کوه کردن یا اجبار به
اعتراف کردن گاه از سوی باقی
مانده همان افراد پیشین، یا
تجسس در حریم مردم و هتک
آبروی مردم (که در نگاه شریعت
با عظمت خانه کعبه مقایسه می
شود) آن هم به بهانه ها و عذر
های بدتر از گناه اگر چه
بسیار اندک، اما به چشم می
خورد. آیه الله شاهرودی از
کسانی است که کوشیده است از
این گونه برخوردها جلوگیری
کند.
_
با این تفسیر، پس
از نظر دین اسلام، نمی شود از
جوانان دختر و پسری که به
تفریح رفته اند بازجویی کرد؟
با سخن قبلی، پاسخ این پرسش
شما نیز روشن می شود. پرسش از
نحوه ارتباط زن و مرد یا دختر
و پسری که بدون ایجاد فضای
گناه راه می روند از نظر
اسلام جایز نیست. دیگر اینکه
توهین و برخوردهای زبانی خشن
یا برخوردهای فیزیکی خشن در
شریعت اسلام حرام است. آنچه
بنده عرض کردم تقریبا مورد
اتفاق فقهای شیعه و به ویژه
رهبر معظم انقلاب اسلامی است
که بارها بر آن تاکید کرده
اند.
_ با توجه به آنکه فرمودید
فرصت اندکی دارید، سوالاتی
دارم، به هرکدام که فکر می
کنید پاسخ دهید.
آیا اسلام دستور بازجویی و
نفوذ به خانه های مردم و
دخالت در مسائل خانوادگی آنها
را می دهد؟ آیا مجوز استفاده
از خشونت در منکرات وجود
دارد؟ جایگاه حدود اسلامی
مانند تازیانه و اعدام و
سنگسار در حقوق ایران
چیست؟ ضعف های سیستم اسلامی
مانند مجازاتهای اعدام را
چگونه با شرایط جهان امروز
تفسیر می کنید؟ آیا نظرات شما
مورد تایید علمای اسلام و
مسوولین حکومتی می باشد؟ آیا
این دیدگاه ها، دیدگاه غالب
مسوولین اجرایی است؟
پاسخ به برخی دیگر از پرسش ها
باعث مشکل مضاعف است.
_
جناب آیت الله،
آیا مایلید در میزگردی در
کانادا یا آمریکا با حضور
رهبران ادیان دیگر شرکت کنید
و از تئوری های دینی خود دفاع
کنید؟
بله، از هرگونه پیشنهاد برگزاری
این میزگرد استقبال می کنم.
به رغم اختلاف فراوان ما با
تفکر جناب آقای مصباح،
اینجانب به دلایل متفاوتی از
به کار بردن کلمه آیه الله در
مورد خودم ناخشنود و هم پرهیز
دارم. امیدوارم دوستان محترم
دربازنگری به همان "حجه
الاسلام و المسلمین" بسنده
کنند.
_
از شما بسیار سپاسگذارم.
من نیز از شما تشکر می کنم و
شما را به خدای انسان و اسلام
می سپارم.